در دنیای 1 بسیاری از مسایل و چیزها جدید و ناآشنا هستند. گشودگی آنها به کسب تجربه های جدید، باعث می گردد به سرعت بیاموزند و در ذهنشان طبقه بندی کنند. مثلاً ممکن است کودک به غذای داغ دست بزند و از آن به بعد غذا را داغ طبقه بندی کند. با افزایش تجربیات، واقعیتها از یکدیگر تفکیک و تدقیق می شوند: همه غذاها داغ 1ند و غذا وقتی داغ است که تازه سرو شده باشد. این تجربه های یکتای جدید، شیوه تعاملی خاص هر کودک را با دنیا و دیگران رقم می زنند و این شیوه تعاملی خاص نیز صفات پایدار و شخصیت او را در آینده می سازد. بنابراین 1">آنچه ما شخصیت (Personality) فرد می نامیم، در واقع ساختار شناختی مغز فرد است که مانند اسلکت ساختمان به سادگی تغییر نمی کند و بر شناختهای پیشین بنا شده است.
از آنجا که هر کودک بر حسب سن و بطور 1 در مرحله ای از شناخت قرار دارد، می توان به صورت کلی ترسهای طبیعی هر کودک را هر سنین مختلف به صورت زیر بیان کرد:
- نوزاد (Infant) و نوپا (Toddler): در این دوران بیشتر ترسهای کودک را ترس (اضطراب) جدایی از والدین، ترس از غریبه ها، صداهای بلند و اشیاء خیلی بزرگ تشکیل می دهند.
- کودک 2 تا 4 ساله: ترس از جدایی از والدین، ترس از سگ و سایر حیوانات بزرگ، تاریکی، تنها خوابیدن، هیولا، صدای بلند یا ناآشنا، دزد.
- کودک 5 تا 6 ساله: علاوه بر تمام ترسهای سن 2 تا 4 سال، این ترسها نیز افزوده می شوند: ترس از حشرات، غریبه ها، گم شدن، رعد و برق، ترس از زخم شدن یا آسیب بدن، ترس از بیماری یا مرگ.
- کودک 7 تا 12 سال: با شروع فعالیت اجتماعی کودک، از حجم ترسها کم شده و اضطرابها آغاز می شوند. مانند اضطراب مسایل مدرسه و تکالیف، اضطراب عملکرد، اضطراب اجتماعی (حضور در جمع) و .... ولی هنوز ترسهایی هم بطور طبیعی وجود دارند: ترس از سگ، آتش، ترس از ارتفاع، تاریکی، رعد و برق، دزد، بچه دزد، آسیب دیدن، بیماری و مرگ، بلایای طبیعی، شخصیتهای کارتونی و ...
- دوران نوجوانی: در دوران نوجوانی اضطرابها غالب می شوند: اضطراب و اشتغال ذهنی با زیبایی، مسایل مدرسه، اضطراب عملکرد، اضطراب اجتماعی، آینده شخصی، بلایای طبیعی و ...
البته همانطور که پیشتر هم گفتیم، بین کودکان مختلف و ترسهای آنها با توجه به تجربیات مختلف، تفاوت وجود دارد و در واقع هنگامی باید ترسها و اضطرابهای کودک را جدی گرفت که بصورت ناگهانی بروز کند و خارج از مرحله رشدی اتفاق بیافتد. برخی از نشانه هایی که باید توجه بیشتری به آنها مبذول شود، از این قرارند:
- اجتناب از یک موقعیت یا مکان خاص
- مقاومت در برابر جدایی از والدین (در سن بیش از 5 یا 6 سال)
- ترسهای خاصی که کودکان همسن و سالش ندارند.
- مشکل در خوابیدن یا بیدار شدن مکرر
- کابوسهای شبانه متعدد
- خجالت بیش از حد
- مقاومت در برابر تغییر ( مثلاً مقاومت در مقابل تعویض لباس)
- چک کردن های وسواسی
- مشکل در دوست یابی
- داشتن فرضهایی با بدترین پیش آمد ممکن.
در این موارد بهتر است که با روانشناس متخصص کودک مشاوره گردد.
منبع: +
برچسب:
نویسنده: سارا حیدریان